تبليغاتX
دختران ایلیا
در مورد گروه ما هستش
می نوازد زندگیترانه با تو بودن را و تبسم تداعی زیباترین لحظه ها را می کند تا شیرین ترین

خاطره ها به یادگار بماند.

ترانه:من ترانه اما بر خلاف نام خود سکوتی مطلق بیش نیستم تعجب نکنید این یک واقعیت است به خاطر شرایط خود مجبور شدم زندانی صندلی چرخ دارم شوم کسی دوران کودکی و نوجوانی اش را بدون اینکه زمین را لمس کند گذرانده .هیچ راهی برای فرار از این زندان نداشتم تا اینکه یک نور از پنجره ی امید به سوی من تابید و مرا به سمت هنر کشاند من عاشق بازیگری بودم چون اعتقاد داشتم بازیگر خوبی برای زندگیم هستم تا اینکه در چهارمین جشنواره تئاتر معلولین (مهر ائین )استان بوشهر با نمایش (ش . مدل ۷۰۰.ک)به کارگردانی و نویسندگی :اقای اردلان تاجدینی شروع به کار کردم با اینکه اولین تجربه بازیگری بود توانستم با کسب مقام دوم زن بدرخشم.زمینه ی مناسبی برای یشرفت من شد در این جشنواره چون با نام گروه ایلیا شرکت کرده بودم با موسس گروه ایلیا اقای محمد مظفری اشنا شدم و به ایشان پیشنهاد دادم که عضو گروه انان باشم اما با نام گروه دخترا ایلیا با همکاری تبسم و خاطر ه خوشبختانه اقای مظفری از پیشنهاد من استقبال کردند و ما در حال حاظر شروع به کار کردیم.

خیلی زیباست استعداد ها را شکوفا کنیم در صورتی که هیچ ترحمی نباشد.

تبسم:من تبسم همیشه عاشق بازیگری (تئاتر)بودم اولین تجربه ی هنری خود را با نمایش (تق صیر) به کارگردانی :اقای اردلان تاجدینی در چهارمین جشنواره تئاتر کوتاه اغاز کردم و با کسب مقام اول زن در شهرستان توانستم بدرخشمدومین کارم را در کنار ترانه بودم (جشنواره مهرائین) در حال حاضر یکی از عوامل اصلی گروه دخترانه ایلیا به فعالیت پرداختم تا شاید با ترانه و خاطره استعداد های خود و دیگران را شکوفا کنیم...

خاطره:اولین کاره هنر ی ام را در کنار تبسم در نمایش (تق صیر) به عنوان منشی صحنه اغاز کردم بعد از مدتی دوری از تئاتر با همکاری ترانه و تبسم گروه دختران ایلیا را تشکیل دادیم و در همین حین به کار فیلم سازی و ساختن فیلم کوتاهی برای جشنواره فیلم کوتاه دانش اموزی هستم امیدوارم که بتوانیم نشان بدهیم که زندگی را نبایدسخت گرفت تا شاید بهتر بتوانیم بهتر پیشرفت کنیم...

به امید فردای روشن...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 15:36  توسط ترانه | 
رفتم به قصر زیبا بی تو که با صفا نیست                         با یاد تو زندان گر میروم خطا نیست

با یک نگاه چون مرهمی بر هر زخم                              پس با نبودن تو به زخم ها شفا نیست

تو مرا صدا بزن هر جوری که تو می خواهی                           می دونم از پشت ابر تو یه روزی درمی ای

میخوانم از تو چشات تو دلت چی میگذره                          بذار تا به تو بگم که کی از گل بهتره؟

اگه اینجوری می خوای دارمت تا ته خط                                 برنگردونی منو تشنه لب از دم شط

 

                           روز عشق را به ایمان تبریک میگویم

از طرف ترانه

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 14:41  توسط ترانه | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 14:31  توسط ترانه | 
بندر گناوه

بر ماسه هاي ساحل رد پايم را مي گذارم تا شايد خاطره اي از با تو بودن و عشقمان

براي دريا به يادگاري بماند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 14:11  توسط ترانه | 
دیدار دختران ایلیا با هومن سزاوار

و هدیه هومن سزاوار به وبلاگ دختران ایلیا

هومن سزاوار

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 14:5  توسط ترانه | 
ما سه نفر براي رسيدن به اوج بازيگري(تئاتر) مي كوشيم تا شايد ثابت كنيم

ما مي توانيم چون مي خواهيم....

با ارزوي دل انگيز ترين ترانه

زيباترين تبسم

شادترين خاطره را در روز عشق به شما هديه مي دهيم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 18:26  توسط ترانه | 
امروز 14 فوريه برابر با 25 بهمن روز عشاق ويا Valentine's Day است .
روز عشاق روزيه که در اون مردم با فرستادن کارت تبريک، گل و يا شکلات به همراه يک پيغام عشق علاقشون رو به شخص و يا افراد ديگه نشون ميدهند...
داستانهاي زيادي درباره علت نامگذاري اين روز با نام روز والنتاين وجود داره ولي يکيشون که از بقيه مشهور تره اينه که "سنت والنتاين" يک کشيش رمي در قرن سوم ميلادي بود. کلاديوس دوم امپراتور وقت ازدواج رو منع کرده بود. اون ميگفت که سربازان متاهل جنگجويان خوبي نيستند. والنتاين فکر ميکرد که اين کار عادلانه نيست و مراسم ازدواج رو در خفا انجام ميداد. کلاديوس که اين موضوع رو فهميد دستور داد که والنتاين رو در زندان انداخته و سپس بکشند. کلاديوس به زندان افتاد و در آنجا عاشق دختر کور زندانبان شد. اين رابطه در حدي پيش رفت که عشق او و اعتقاد او به پروردگار باعث بازگشت بينايي دختر زندانبان شد.
روز 14 فوريه که والنتاين رو براي اعدام ميبردند اون نامه اي نوشت و چون اسمش والنتاين بود، در آخر نامه نوشت "از طرف والنتاين تو" (From your Valentine). از اون به بعد کلمه والنتاين جاي خود را بمعني عاشق در فرهنگ زبان باز کرد.
اولين پيغام والنتاين پس از آن شعري از طرف چارلز (Charles)، از اشرافزادگان اورلئون (orleans) براي همسرش در سال 1415 ميلاديه.
ولي روز والنتاين تا قرن 17 ميلادي هنوز روزي ناشناخته بود. در قرن 18 نوشتن پيغامهاي ابراز محبت و ارسال آن بصورت معمول در آمد. سپس کارتهاي آماده درست شد و چون از قبل چاپ شده بود، گفتن "دوستت دارم" را براي مردم (مخصوصا مردم خجالتي) راحت تر کرد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 21:41  توسط ترانه | 
نشسته ياس قلبم در انتظار باران!                 بيا دوباره اينجا نمي ببار باران!

خزان و فصل اتش به باغ خاطرم زد                  هجوم فتنه ها را در اين بهار باران

شهاب سرخ عشقي گذشته از خيالم                 نشسته اي تو در ان چه بي قرار باران

بگو به ابر زيبا شبيه قوي عشقي                   سري بكش به باغم در اين ديار باران

ببين در اوج حسرت چگونه كنج نشسته                     نشسته ياس قلبم در انتظار باران

    

                                                                در ضمن شعر از خودم بود.باران

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 21:0  توسط ترانه | 

اگه اینجوری می خوای دارمت تا ته خط             بر نگردونی منو تشنه لب از دم شط

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 20:32  توسط ترانه | 

 

به زودی در این وبلاگ در مورد گروه دوستان خودم مطالب و عکس هایی

رو قرار خواهم داد.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم بهمن 1385ساعت 21:43  توسط ترانه | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
عشق

پیوندهای روزانه
عشق
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
بهمن 1385
نویسندگان
ترانه
ترانه
پیوندها
عشقي بيا تو ضرر نميكني
وبلاگ ايمان
باغبان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

 
دل انگيز ترين ترانه زيباترين تبسم شيرينترين خاطره را با ما داشته باشيد.